cointelegraph
cointelegraph . ۱ سال پیش

آیا بازگشت به فلسفه اولیه بیت کوین راه نجات رمزارزها است؟

آیا بازگشت به فلسفه اولیه بیت کوین راه نجات رمزارزها است؟

بازگشت به دیدگاه اصلی بیت کوین: جدایی ارز از دولت

در ابتدا، بیت کوین به منظور ارائه امکانی برای خارج شدن مردم از نظام‌های پولی متمرکز دولتی طراحی شده بود، اما صنعت بلاکچین اکنون از مسیر اصلی خود فاصله گرفته است. امروزه با خطر نفوذ بیش از حد دولت‌ها، شاهد راهکارهایی هستیم که تمرکز آن‌ها بیشتر بر مقیاس‌پذیری و عملکرد است تا تمرکززدایی. شبکه‌هایی مانند اتریوم و سولانا جذابیت‌های خاص خود را دارند، اما برای رسیدن به استفاده‌پذیری و پذیرش نهادی، ارزش‌های بنیادی غیرمتمرکز بودن را تا حدی قربانی کرده‌اند.

برای رسیدن به همان هدفی که ساتوشی در ابتدا بنا نهاد، نیاز است دوباره به اصول اصلی بیت کوین بازگردیم؛ یعنی پولی بی‌طرف، تغییرناپذیر و دور از دسترس جهت دستکاری. تعداد ثابت ۲۱ میلیون سکه و رویدادهای هاوینگ منظم، به بیت کوین قطعیت پولی قابل پیش‌بینی می‌بخشند. هیچ مرجع مرکزی یا کشف جدیدی نمی‌تواند عرضه بیت کوین را تغییر دهد و همین موضوع، بیت کوین را نسبت به چاپ بی‌رویه پول و تورم از سایر ارزها متمایز می‌کند.

قوانین بیت کوین به سختی قابل تغییر است و همین امر باعث ایجاد اعتماد بلندمدت نسبت به این شبکه می‌شود. پروژه‌های مهم لایه اول مثل اتریوم و سولانا انعطاف و کارایی زیادی دارند، اما این مزایا بهای زیادی هم دارند. به عنوان مثال، به‌روزرسانی‌های اتریوم که با مدیریت صورت می‌گیرد و روی کارمزدها و پاداش‌های استیکینگ تاثیر می‌گذارد، همیشه به نفع دارندگان اتریوم نیست. در سوی دیگر، سولانا سرعت و عملکرد را بر همه چیز مقدم می‌داند که این موضوع، خطر تمرکززدایی را بالا می‌برد.

در نتیجه این ملاحظات، شبکه‌هایی مثل اتریوم و سولانا در برابر سانسور و دستکاری توسط دولت‌ها، قانون‌گذاران و حتی شرکت‌های بزرگ به شدت آسیب‌پذیر هستند. تا مارس ۲۰۲۴، صرافی کوین‌بیس ۳.۸۴ میلیون ETH روی ۱۲۰ هزار اعتبارسنج استیک کرده که معادل ۱۱.۴۲ درصد کل اتریوم‌های استیک‌شده است و بزرگ‌ترین اپراتور نود اتریوم به شمار می‌رود. این تمرکز می‌تواند مشکلاتی برای غیرمتمرکز بودن اتریوم ایجاد کند و ریسک‌های قانونی را افزایش دهد. کنترل شبکه از دست افراد خارج شده و به شرکت‌های بزرگ و متمرکز بازمی‌گردد؛ درست خلاف دیدگاه اولیه رمزارزها.

صنعت ارز دیجیتال در ابتدا واکنشی علیه تسلط فناوری‌های بزرگ و انحصار سیلیکون‌ولی بود؛ جایی که تنها سرمایه‌گذاران خاص می‌توانستند در استارتاپ‌ها سرمایه‌گذاری کنند. رمزارزها این ساختار را تغییر دادند و برای اولین بار افراد عادی را نیز وارد کردند. اما با بلوغ صنعت، سرمایه‌گذاری جسورانه (VC) دوباره نقش پررنگی پیدا کرده و کنترل پروژه‌ها را با پخش توکن‌ها، داشتن کرسی هیئت‌مدیره و تاثیرگذاری بر نقشه راه محصول متمرکز کرده است.

سولانا یکی از نمونه‌هایی است که سرمایه‌گذاری‌هایی بزرگ از شرکت‌هایی چون a16z و Polychain Capital دریافت کرده است. این سرمایه‌گذاری باعث رشد سریعی شد، اما توزیع توکن و قدرت تصمیم‌گیری را در دست تعداد معدودی قرار داد. پروژه‌های بزرگی چون اتریوم و سولانا - حتی اگر منتقد سیستم قبلی باشند - در نهایت برای خدمت به نهادها شکل گرفته‌اند. تیم‌های بنیان‌گذار حجم زیادی از توکن‌ها را برای خود نگه می‌دارند و این رفتارها همان الگوهای قدرتی را بازتولید می‌کنند که بیت کوین به دنبال حذف آن‌ها بود.

غیرمتمرکز بودن، ماهیت مقاومت در برابر سانسور و آزادی اقتصادی افراد را تشکیل می‌دهد. مقاومت بیت کوین در برابر تغییر، آن را از تسلط قدرت‌های بزرگ حفظ می‌کند. شبکه‌هایی که تمرکززدایی را اولویت دوم قرار می‌دهند، با خطر کنترل توسط نسل جدیدی از حلقه‌های بسته روبه‌رو می‌شوند. برای تحقق وعده رمزارزها، غیرمتمرکز بودن باید در اولویت قرار گیرد.

قدرت بیت کوین در بی‌طرفی و تغییرناپذیری است، نه در سرعت یا برنامه‌نویسی. اکوسیستم کریپتو باید دوباره به این ارزش‌ها بازگردد تا اشتباهات سیستم مالی سنتی را تکرار نکند. به جای پیروی از روندها یا تاییدیه‌های نهادی، صنعت باید ابزارهایی برای استقلال مالی کامل توسعه دهد. بازگشت به دیدگاه اصلی بیت کوین تنها راه جدایی ارز از دولت و بازپس‌گیری کنترل پول از طریق سیستمی بدون اعتماد و مقاوم در برابر سانسور است.

نوشته شده توسط admin
78

نظرات

ورود با حساب
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.